دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی اختری
مشاهده (اختری) در کمانک، معنی و ترجمه اختری در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (اختری) کلمه و عبارات مشابه اختری چیست
لغت نامه ها
1. [ اَ ت َ ] (ص نسبی ) منسوب به اختر.
منجم . فال گیر.

2. [ اَ ت َ ] (اِخ ) مصطفی بن شمس الدین قره حصاری . یکی از علمای دوره ٔ سلطان سلیمان قانونی است . مولد او قره حصار صاحب است سپس به کوتاهیه هجرت کرده و در آنجا بتدریس پاره ای علوم مشغول بود. وفات او بسال 968 هَ . ق . است . در اکثر علوم خاصه در ادبیات عربی و علم لغت صاحب ید طولی بود. از تألیفات او یکی لغت مترجم عربی بترکی است بنام اختری و آن را دوبار تألیف کرده یکی بنام اختری کبیر و دیگری صغیر. و نیز او را مجموعه ای است در مسائل فقهیه بنام جامعالمسائل معروف به ام الفتاوی . و رجوع به قاموس الاعلام شود.

معنی ( اختری ) در لغت نامه دهخدا

استفاده در متن
که میدانم که نیکو اختری تو ,
زانکه این درویش شد نیک اختری ,
همی دان که هر اختری بی گمان ,
ز هر اختری به آسمان بنگری ,
درین حقه هر اختری مهره ایست ,
اختری راست و اختری کج رفت ,
و اختری مارپیچ و معوج رفت ,
پیوسته خلق را که تو چون فرخ اختری ,
بلنداختری زیرکی داندش ,
تو گر شهریاری و نیک اختری ,
گزین کرد نیک اختری چرب گوی ,
سپهبدنژادی بلند اختری ,
یکی اختری کرد زان سر به راه ,
که این شهریاریست نیک اختری ,
برآمد اختری از برج اسحاق ,
نه دختر اختری از برج شاهی ,