دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی برون بردن
مشاهده (برون بردن) در کمانک، معنی و ترجمه برون بردن در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (برون بردن) کلمه و عبارات مشابه برون بردن چیست
لغت نامه ها
1. [ ب ِ / ب ُ ب ُدَ ] (مص مرکب ) بیرون بردن . خارج کردن :
چون سپه را بسوی دشت برون برده بُوَد
گردلشکر صدوشش میل سراپرده بُوَد.
منوچهری .
بعداز هزار سال همانی که اولی
زین در درآورند و از آن در برون برند.
ناصرخسرو.
بترسد خردمند ازین بحر خون
کزو کس نبرده ست کشتی برون .
سعدی .
این مطرب ما نیک نمیداند زد
زینجاش برون برید و نیکش بزنید.
سعدی .
برون بردن سر از کهتری ؛ نافرمانی کردن :
ور ایدونکه نایم بفرمان بری
برون برده باشم سر از کهتری .
فردوسی .

معنی ( برون بردن ) در لغت نامه دهخدا

استفاده در متن
همگی را سحر برون بردند ,