دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی تاج الدین
مشاهده (تاج الدین) در کمانک، معنی و ترجمه تاج الدین در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (تاج الدین) کلمه و عبارات مشابه تاج الدین چیست
لغت نامه ها
1. [ جُدْ دی ] (اِخ ) (خواجه ...) سلیمانی، از بزرگان در گاه سلطان بایزید برادر شاه شجاع و برادر سلطان احمد خواندمیر در حبیب السیر در ترجمه ٔ احوال سلطان احمد آرد:
... و در سنه ٔ 788 هَ . ق . ابویزید در لرستان مفلوکی چند در هم کشید و بحدود کرمان درآمد و خواجه تاج الدین سلیمانی را پیش سلطان احمد فرستاده از مقدم خویش اعلام داد .. (حبیب السیر چ 1 تهران ج 3 ص 100) رجوع به تاریخ گزیده چ برون ج 1 ص 738 شود.

2. [ جُدْ دی ] (اِخ ) (خواجه ...) سلمانی . رجوع به تاج الدین سلیمانی شود.
3. [ جُدْ دی ] (اِخ ) عبداﷲبن علی بخاری متوفی بسال 799 هَ . ق . وی مسائل مذاهب چهارگانه را جمع آوری کرد. او راست : «بحرالبحور فی تفسیر المسطور» و «بحرالجاری فی الفتاوی ». (کشف الظنون چ 1 استانبول ج 1 ص 185). رجوع به عبداﷲ ... شود.
4. [ جُدْ دی ] (اِخ ) (خواجه ...) سلمان . در حبیب السیر (چ 1 تهران ج 3 ص 98) قصیده ای از «خواجه تاج الدین » سلمان در تهنیت ازدواج شاه محمود به مطلع:
آسمان ساخت در آفاق یکی سور، چه سور؟
که از آن سور شد اطراف ممالک مسرور.
نقل کرده است، ولی در چ خیام ج 3 ص 304 فقط «خواجه سلمان » یاد شده و بدون هیچگونه شکی این قصیده ازسلمان ساوجی است و در دیوان خطی نسخه ٔ کتابخانه ٔ مؤلف تماماً نقل شده است و بنابراین در چاپ قدیم تهران بجای جمال الدین که لقب سلمان ساوجی است به خطا تاج الدین یاد شده است .

5. [ جُدْ دی ] (اِخ ) صلایه . حاکم اربل :... هلاکوخان هنگام لشکرکشی به بغداد از راه کرمانشاه رفت و نقاط عرض راه را بباد غارت داد مخصوصاً شهر کرمانشاه آسیب فراوان دید هلاکو قبل از تصرف بغداد به جانب اربل رفت حاکم آنجا تاج الدین صلایه سراطاعت فرود آورد اما سپاهیان کرد از تسلیم شدن خودداری کردند... (تاریخ کرد تألیف رشید یاسمی ص 196).
6. [جُدْ دی ] (اِخ ) محمد الارموی . رساله «الکمالیة فی الحقایق الالهیه » رازی را که بفارسی تألیف شده بود درسال 625 هَ . ق . بعربی نقل کرد. (عیون الانباء فی طبقات الاطباء ج 2 ص 30). رجوع به تاج الدین ارموی شود.
7. [ جُدْ دی ] (اِخ ) عبدالوهاب السبکی . رجوع به تاج الدین ابونصر عبدالوهاب بن تقی الدین سبکی شود.
8. [ جُدْ دی ] (اِخ ) عبدالوهاب بن محمد حسینی، قاضی القضاة حلب . متوفی بسال 875 هَ . ق . او راست : ارشاد الماهر لنفائس الجواهر. رجوع به عبدالوهاب ... شود.
9. [ جُدْ دی ] (اِخ ) عبدالغفاربن لقمان کردری . رجوع به عبدالغفار... شود.
10. [ جُدْ دی ] (اِخ ) عبدالرحیم بن محمد موصلی . رجوع به عبدالرحیم ... شود.
11. [ جُدْ دی ] (اِخ ) عبدالرحمن بن ابراهیم بن الفرکاح . رجوع بعبد الرحمن ... شود.
12. [ جُدْ دی ] (اِخ ) عبدالرحمن ابن ابراهیم ابن سباع بدری فزاری . رجوع به عبدالرحمن ... شود.
13. [ جُدْ دی ] (اِخ ) عبدالخالق بن اسدالجوال . رجوع به عبدالخالق ... شود.
14. [ جُدْ دی ] (اِخ ) عبدالباقی بن عبدالمجید مخزومی مکی . رجوع به عبدالباقی ... شود.
15. [ جُدْ دی ] (اِخ ) طغان . جوینی از تاریخ جهانگشا در ترجمه ٔ احوال سلطان محمد خوارزمشاه آرد:... چون بری رسید ناگاه از دیگر جانب یزک خراسان که به حقیقت رنج دل بودند در رسید و خبرداد که لشکر بیگانه نزدیک آمد... و از آنجا متوجه قلعه ٔ فرزین شدو بر او سلطان رکن الدین، باسی هزار حشم عراق در پای آن نشسته بود... و همان روز سلطان غیاث الدین و مادرش را با حرمهای دیگر بقلعه ٔ قارون نزدیک تاج الدین طغان روان کرد... (تاریخ جهانگشای ج 2 صص 112 - 113).
16. [ جُدْ دی ] (اِخ ) ضیاءالملک . از وزرای سلطان ناصرالدین بن محمودبن سلطان شمس الدین التتمش ... در همان اوقات صدرالملک از وزارت معزول شده تاج الدین ضیاء الملک بر مسند صاحبدیوانی نشست و در آخر سنه ٔ مذکوره خبر بدهلی رسید که طایفه ای از سپاه مغول از جانب خراسان به اوچهه و ملتان آمده اند و کشلوخان بدیشان پیوسته بنابر آن در روز یکشنبه ششم محرم سنه ٔ ست و خمسین و ستمائه رایت ظفرنشان بعزم حرب مخالفان از دهلی نهضت فرمود... (حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 626).
17. [ جُدْ دی ] (اِخ ) سمرقندی . هدایت در مجمع الفصحا در ترجمه ٔ احوال وی آرد: تاج الدین سمرقندی از اکابر فضلا و کتاب بوده و بارضی الدین نیشابوری مصاحبتها نموده از قطعه ای که در مدح رضی الدین گفته چند بیتی قلمی می شود زیاده از حالش اطلاعی نیست :
آسمان اختر دانش رضی الدین تو را
هست کمتر ذرّه ٔ خورپیش خورشید ضمیر
براثیر افتاد شعر آبدارت را گذار
زآن اثر دیریی است تا باران فرو بارد اثیر
وقت مولود تو آمد این ندا از جبرئیل
ابشروا یا اهل نیشابور اذا جاء البشیر
تیر را برج کمان پر تاب کردی از سپهر
گر ز طبعت همچو شاگردان نبردی تیر تیر
(مجمع الفصحا ج 1 ص 176).

18. [ جُدْ دی ] (اِخ )صدرالشریعه . رجوع به تاج الدین عمربن مسعود... شود
19. [ جُدْ دی ] (اِخ ) صاعدی . رجوع به تاج الدین حسین بن شمس الدین صاعدی شود.
20. [ جُدْ دی ] (اِخ ) شیرازی . رجوع به تاج الدین ابن دارست شیرازی و ابن دارست شود.
21. [ جُدْ دی ] (اِخ ) شهرستانی رجوع به شهرستانی شود.
22. [ جُدْ دی ] (اِخ ) شرف الملک محمداسعد صدر جهان . جمال الدین الازهری المروزی نام او را در قصیده ای که مطلعش این است :
ای در غم تو گشته مرا چشمه سارچشم
نا خورده می چراست ترا پر خمار چشم .
بدینسان یاد می کند:
خورشید مکرمت شرف الملک تاج دین
کز دیدنش سزد که کند افتخار چشم
صدر جهان محمد اسعد که سوی او
اقبال راشده ست ز جودش چهار چشم
رجوع به لباب الالباب چ اوقاف گیب ج 2 ص 216 شود.

23. [ جُدْ دی ] (اِخ ) شاه بن حسام الدین خلیل از امرای لرستان . حمداﷲ مستوفی در تاریخ گزیده در ترجمه ٔ احوال بدرالدین مسعود آرد:... در سنه ٔ ثمان وخمسین و ستمائه درگذشت (بدرالدین )... بعد از او در ملکی پسرانش جلال الدین بدر و ناصرالدین عمر با تاج الدین شاه پسر حسام الدین خلیل تنازع و باردوی ابقاخان رفتند به حکم یرلیغ پسران او به یاسا رسانیدند ملکی بر تاج الدین شاه قرار گرفت مدت هفده سال حکم کرد ملکی بزرگ نیکو خط بوده در سنه ٔ سبع و سبعین بفرمان ابقاخان به یاسارسید... (تاریخ گزیده چ برون ج 1 ص 554).رجوع به تاریخ مغول تألیف عباس اقبال ص 451 شود.
24. [ جُدْ دی ] (اِخ ) سنگریزه . یکی از شعرای ایران است و به غیاث الدین از سلاطین دهلی انتساب داشته در حدود 670 هَ . ق . در گذشته . (قاموس الاعلام ترکی ).
25. [ جُدْ دی ] (اِخ ) سندبیسی واسطی . محمدبن محمدبن یحیی بن بحرمکنی به ابوالعلاء. رجوع به محمد... شود.
26. [ جُدْ دی ] (اِخ )سنجر حاکم خطه ٔ بداون هند در اوان سلطنت علاءالدین مسعود. خواندمیر در حبیب السیر در ذکر احوال سلطان علاءالدین مسعود آرد:... و در هشتم ذیقعده ٔ سنه ٔ تسع و ثلثین و ستمائه سلطان مسعود شاه که بغایت کریم طبع و نیکوسیرت بود سریر سلطنت دهلی را بوجود خود مشرف گردانیده امر وزارت را من حیث الاستقلال به خواجه مهذب الدین تفویض نمود و حکومت بهرایج را به عم خود ناصرالدین محمود رجوع فرمود و عم دیگر ملک جلال الدین را به ایالت قنوج فرستاد... و خطه ٔ بداون به تاج الدین سنجر سمت اختصاص پذیرفت ... (حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 623).
27. [ جُدْ دی ] (اِخ ) سنجاری . وی متن فرایض السراجیه را نظم کرده است . رجوع به عبداﷲبن علی ... شود.
28. [ جُدْ دی ] (اِخ ) خیوقی، ابن شهاب الدین ابوسعدبن عمر خیوفی . علامه ٔ قزوینی در تعلیقات لباب الاباب در ترجمه ٔ احوال شهاب الدین خیوقی بنقل از سیرة جلال الدین منکبرنی آرد:
شهاب الدین ابوسعدبن عمر الخیوقی از اعاظم فقهاء شافعیه و تدریس پنج مدرسه خوارزم بدو مفوض بود و او را در نزد سلطان علاءالدین محمد خوارزمشاه تقربی عظیم بود و در جلایل امور سلطان باوی مشورت نمودی و ملوک اطراف بردر او صف کشیدندی در اوایل خروج مغول وی از خوارزم مهاجرت نمود با اموال و نفایس و کتب خود به نسا از بلاد خراسان آمد ودر سنه ٔ 618 هَ . ق . که عسا کر مغول نسارا فتح نمودند ابتدا از شهاب الدین خیوقی آن مقدار زر گرفتند که چون پشته ای ما بین او و سردار مغول حایل شد بعد از آن او را با پسرش تاج الدین بکشتند. (لباب الالباب چ اوقاف گیب ج 1 ص 350).

29. [ جُدْ دی ] (اِخ ) (سید...) حسن اندخودی . وی در زمان حکومت سلطان حسین بایقرا، امر نقابت مزار شریف به وی برگذار شد:
میرزا بایقرا چون حال بر آن منوال دید قاصدی همعنان برق و باد به دارالسلطنه ٔ هرات فرستاد و صورت واقعه را عرضه داشت ایستادگان پایه ٔ سریر اعلی گرد خاقان منصور بعد از اطلاع بر مضمون آن عریضه از ظهور آن صورت غریبه متعجب گشته احرام طواف آن قبله ٔ امانی و آمال بست و بافوجی از امراء خواص بدان جانب نهضت فرموده پس از وصول غایت نیاز و اخلاص بجای آورد و قبه ای در کمال ارتفاع و وسعت بر سر آن مرقد جنت منزلت بنا نهاده در اطراف آن ایوانها و بیوتات طرح انداخت ... و امر نقابت آستانه ٔ علیه را بسید تاج الدین حسن اندخودی که از جمله ٔ اقربای سید برکه بود و بعلو همت و سمو رتبت اتصاف داشت تفویض نمود... (حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 172).

30. [ جُدْ دی ] (اِخ ) حسن بن شرف الملک ابوبکر الاشعری (از اولاد ابوموسی اشعری معروف، یکی از حکمین صفّین ) ملقب به بهاء الملک . این تاج الدین برادر عین الملک فخرالدین حسین وزیر ناصرالدین قباجه بود و خود نیز وزارت ناصرالدین قباجه را عهده دار بود و پس از مرگ ناصرالدین قباجه بالتتمش پیوست و در اواخر سال 633 هَ . ق . بدست غلامان رکن الدین فیروزشاه بن التتمش کشته شد. عوفی در لباب الالباب آرد:...مشیر همایون وزیر ملک الوزرا الغ قتلغ اعظم خواجه ٔ جهان الحسین ابن الصاحب الاجل الکبیر العادل شرف الملک رضی الدولة والدین بکر الاشعری ... و ترازوی احسان را بصدر کبیر بهاء الملک تاج الدولة و الدین عمدة الوزراء قدوة صدور العالم الحسین ابن الصاحب الکبیر العالم العادل شرف الملک رضی الدولة والدین ابی بکر یدیم اﷲجلاله و رحم اسلافه الکبار تمام گردانید و سرسرّ هر دو برادر خورشید فرّ فلک منصب عرش منقبت را با یکدیگرتساوی ارزانی داشت ... (لباب الالباب چ لیدن به هزینه ٔ اوقاف گیب ج 1 صص 3- 6). علامه ٔ قزوینی در تعلیقات همین مجلد آرد:... عین الملک فخرالدین الحسین بن شرف الملک رضی الدین ... وی ابتدا وزیر ناصرالدین قباجه (602- 625) بوده و در سنه ٔ 625 هَ . ق . که ناصرالدین قباجه باشمس الدین التتمش (607- 633 هَ . ق .) مصاف دادو مغلوب شد و خود را در آب سند غرق نمود خزاین و بقایای حشم او که از جمله ٔ ایشان عین الملک مذکور و برادرش بهاء الملک حسن و عوفی مصنف این کتاب و منهاج السراج صاحب طب (طبقات ناصری ) بود بخدمت شمس الدین التتمش پیوستند... بهاء الملک تاج الدین برادر عین الملک مذکور و او نیز از وزراء ناصرالدین قباجه بوده و چنانکه گفتیم بعد از غرق ناصرالدین قباجه بالتتمش پیوست و تا زمان رکن الدین فیروز شاه بن التتمش در حیات بود و در اواخر سنه ٔ 633 یا اوایل 634 هَ . ق . که امراء فیروز شاه بروی بشوریدند و او را مقید کردند غلامان ترک او جماعتی از کبار امراء تازیک را که از جمله بهاء الملک بود بکشتند (طبقات ناصری 183 و 261 و تاریخ فرشته 1:118). (لباب الالباب ج 1 ص 289، 290). علامه ٔقزوینی در حاشیه ٔ صفحه ٔ 289 لباب الالباب درباره ٔ نام تاج الدین آرد: در اینجا (لباب الالباب ) و طب (طبقات ناصری 183) «حسین » دارد و در تاریخ فرشته 1:118 و ترجمه ٔ طبقات ناصری لراورثی 635 و 761 «حسن » و ظاهراًحسین سهو است چه دو برادر بیک اسم غیر معهود است .
31. [ جُدْ دی ] (اِخ ) حسن بن محمدنظامی نیشابوری . او راست : کتاب تاج المآثر در تاریخ پادشاهان دهلی : کتاب تاج المآثر تألیف تاج الدین یاصدرالدین حسن بن محمد نظامی نیشابوری در تاریخ پادشاهان دهلی که از کتابهای مغلق زبان فارسی است و بواسطه ٔ وفور کلمات تازی نامانوس مشهور شده است، و این کتاب را که در حوادث 587 تا 614 هَ . ق .) است در 602 آغاز کرده و در 614 بپایان رسانده است و در آن اشعار بسیاری از بزرگان شاعران قرن چهارم و پنجم ایران هست که بدبختانه بنام گوینده ٔ آنها تصریح نکرده است ...(احوال و اشعار رودکی تألیف سعید نفیسی ج 3 ص 963).و رجوع به همان کتاب شود. ولی حاجی خلیفه در کشف الظنون لقب صاحب تاج المآثر را صدرالدین ذکر می کند بدینسان : تاج المآثر فی التاریخ، فارسی لصدرالدین محمدبن الحسن النظامی . (کشف الظنون چ 1استانبول ج 1 ص 211).
32. [ جُدْ دی ] (اِخ ) حسن چلبی از بزرگان هرات . خواندمیر در حبیب السیر در ترجمه ٔ احوال ابونصر سام میرزا آرد:... در خلال آن احوال مظفر بیک از سفر قندهار باز آمده بوضوح پیوست که ظهیر السلطنه محمد بابرمیرزا بر حسب اشارت خان مظفر لوا از ظاهر آن بلده کوچ فرموده و بصوب کابل توجه نموده و مقرر شد که عالیجناب صدارت مآب مقوی ملت نبی عربی تاج الملة والدین حسن چلبی جهت تأکید قواعد محبت و اتحاد و تشیید مبانی مودت و اعتقاد به کابل شتابد و آنجناب روز دوشنبه ٔ دوم جمادی الاولی سنه ٔ ثمان و عشرین و تسعمائه از هرات روی بمقصد آورد... (حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 590).
33. [ جُدْ دی ] (اِخ ) حسن شیرازی، وزیر اتابک مظفرالدین سنقربن مودود السلغری . رجوع به تاج الدین بن دارست شیرازی و رجوع به ابن دارست شود.
34. [ جُدْ دی ] (اِخ ) (خواجه ...) حسن عطار بدخشی از بزرگان بدخشان معاصر شاهرخ .
خواندمیر در حبیب السیر در ترجمه ٔ احوال شاهرخ آرد:... و در اوائل ربیع اول سنه ٔ احدی و عشرین و ثمانمائه بمسامع علیه رسید که میرزا سعد وقاص که قم را گذاشته پیش امیر قرایوسف رفته بود از عالم رحلت نمود... و متعاقب آن حال خبر متواتر گشت که شاهان بدخشان لواء عصیان و طغیان برافراشته اند و خیال استقلال بر الواح خاطر نگاشته خاقان سعید، امیر شیخ لقمان و امیر ابراهیم و... را فرمود که سپاه قندوز و بقلان و... را جمع آورده در ظل رایت شاهزاده مظفرلوا سیورغتمش میرزا متوجه بدخشان شوند و چون شاهزاده بمنزل کشم فرود آمد و شمامه ٔ این خبر بمشام بدخشانیان رسید پسر شاه بهاءالدین که والی آن سرزمین بوده حضرت ولایت شعار خواجه تاج الدین حسن عطار را بدرگاه شهریار عالی مقدار فرستاد و اظهار اطاعت و انقیاد نموده باج و خراج قبول کرد و آنحضرت شفاعت خواجه حسن را بحسن قبول تلقی فرموده و رقم عفو بر جراید جرایم شاهان کشید و شاهزاده و امرا باز گشته ... و در سنه ٔ ثلاث و عشرین ثمانمائه ... و امیر شاه ملک اردون و شاهان بدخشان و خواجه تاج الدین را همراه ایلچیان فرستاده بودند که به ختای رفته اداء سفارت نمایند. (حبیب السیر چ خیام ج 3 صص 602- 603) در مطلع سعدین مسطور است که در شهور سنه ٔ اثنین و عشرین و ثمانمائه حضرت خاقان سعیدشاهرخ میرزا جمعی از ملازمان که سردار ایشان شادیخواجه بود به رسالت ختای نامزد فرمود و میرزا با یسنقر سلطان احمد و خواجه غیاث الدین نقاش را که از زیور فضل و هنر بی بهره نبوده مصحوب آن جماعت ارسال نموده وبا خواجه ٔ مشارالیه مقرر کرد که از آن زمان که از دارالسلطنه ٔ هرات سفر کند تا هر روزی که باز آید آنچه مشاهده نماید بی زیاده و نقصان در قلم آرد ... بیست و دوم محرم الحرام سنه ٔ ثلث و عشرین و ثمانمائه بسمرقند رسیدند و آنجا توقف کردند که ایلچیان میرزا سیورغتمش و امیر شاه ملک و شاه بدخشان بدیشان پیوستند... بر این موجب شادیخواجه و کوکچه نوکران میرزا شاهرخ و سلطان احمد و غیاث الدین و تاج الدین فرستاده ٔ شاه بدخشان و این جماعت بزانو در آمده دایمنک خان احوال میرزا شاهرخ از ایشان پرسید... و خواجه غیاث الدین و اردون و تاج الدین بدخشی را هر یک را هفت بالش نقره ...دادند... رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 634 و 646شود.
در حبیب السیر (چ 1 تهران در جزء اختتام ص 404) نام صاحب ترجمه تاج الدین بخشی آمده است .

35. [ جُدْ دی ] (اِخ ) (امیر...) حسن ملکی از حکام هرات و معاصر سلطان حسین بایقرا:
... خاقان منصور [ سلطان حسین بایقرا ] بی دغدغه بابیورد در آمده اشراف و اعیان آن ولایت بلوازم نیازو نثار قیام نمودند و باظهار اخلاص و دولتخواهی خدام و موکب پادشاهی زبان حال و قال گشودند و این خبر به دارالسلطنه ٔ هرات رسید، امیر تاج الدین حسن ملکی و امیر بی نظیر که در شهر بامر حکومت و داروغگی اشتغال داشته بضبط برج و باره پرداختند و صورت واقعه را بسمرقند عرضه داشت کرده ... (حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 133).

36. [ جُدْ دی ] (اِخ ) حسین . مدرسه ای بنام وی در کاشان بنا شده (رجوع به فهرست کتابخانه ٔ مدرسه ٔ عالی سپهسالار ج 2 ص 408 شود).
37. [ جُدْ دی ] (اِخ ) حسین بن شمس الدین صاعدی . یکی از معلمین شیخ بهایی . این شخص از شیخ منصور شیرازی معروف به راستگو روایت کرده است . رجوع به روضات الجنات ج 1 ص 632 شود.
38. [ جُدْ دی ] (اِخ ) خرقانی . شهابی غزال خجندی از گویندگان دوره ٔ سلجوقیان قطعه ای در حق وزیر هرات گفته است و در آن ضمن از تاج الدین خرقانی چنین یاد کند:
ز تاج خرقان شاید نبیره ای مانده ست
که هر کجا برود غم بی کران ببرد.
(لباب الالباب چ اوقاف گیب ج 2 ص 393).

39. [ جُدْ دی ] (اِخ ) خرم . معروف به پهلوان خرم از امراء لشکر شاه شجاع بود و وی در اواخر عمر بحکومت اصفهان رسید و تا هنگام مرگ بهمین شغل باقی بود:
... در ابرقوه خواجه جلال الدین توران شاه با کمال صداقت کمر خدمت شاه شجاع بسته ... پهلوان خرم هم که از شجاعان بود در این حدود بخدمت شاه شجاع رسید (تاریخ عصر حافظ غنی ج 1 ص 218). شاه شجاع در شهر بابک تصمیم گرفت محمود را عقب سر گذاشته یکسره بشیراز برود شاه محمود هم در عقب اوروان شد در نزدیکی شیراز یعنی نزدیک بند امیر مدت یکهفته طرفین توقف نموده نگران یکدیگر بودند بالاخره منصور شول با هزار سوار از طرف شاه محمود بمبارزه در آمد پهلوان خرم هم که از مشهد مرغاب آمده می خواست بلشکر شاه شجاع ملحق شود با او مقابل شد و خود شاه شجاع هم با دو هزار نفر داخل معرکه شد... (تاریخ عصر حافظ ج 1 ص 241).
... چون مدت هشت ماه از محاصره ٔ کرمان گذشت شاه شجاع برادر خود را خواسته پهلوان خرم را مامور محاصره ٔکرمان کرد و جماعتی از امرای نامدار از قبیل اویس بهادر... و علیشاه مزینانی ... با آذوقه ٔ یکساله و اسباب جنگ همراه او فرستاد.
پهلوان تاج الدین خرم جداً بمحاصره ٔ شهر پرداخت و بطوری که صاحب مطلع السعدین و حافظ ابرو در جغرافیای تاریخی خود نوشته اند در موقعی که پهلوان خرم کرمان را در محاصره داشت قحط و غلای کرمان بدرجه ای رسید که مردم مغزپنبه دانه و تخم سپستان و سواران اسبانی را که از گرسنگی می مردند میخوردند پهلوان اسد از غایت عجز قاصدنزد پهلوان خرم فرستاده خواهش کرد که پهلوان علیشاه مزینانی برای مذاکره در شروط صلح نزد او برود... (تاریخ عصر حافظ ج 1 صص 282 - 283).
شاه شجاع بشیراز برگشت و ملاحظه نمود که پسرش سلطان زین العابدین بواسطه ٔ کمی سن و تجربه نمی تواند اصفهان را بخوبی اداره کند لذا او را معزول ساخته چند روزی بحبس انداخت ولی چند روز بعد دوباره او را منظور نظر مرحمت قرار داده از حبس رها ساخت بعد از عزل سلطان زین العابدین حکومت اصفهان را بپهلوان خرم سپرد و چون او در گذشت محمد زین الدین را به ایالت اصفهان منصوب ساخت . (تاریخ عصر حافظ ج 1 ص 305).

40. [ جُدْ دی ] (اِخ ) خلج . از امراء لشکر اتابک زنگی است . در تاریخ افضل (بدایع الازمان فی وقایع کرمان ) چنین آمده است : گفتار در ذکرآمدن اتابک محمد از فارس با تاج الدین خلج بجیرفت و... چون اتابک محمد با امراء و لشکر فارس بخدمت اتابک زنگی پیوست او را بنظر اکرام مکرم فرمود... اتابک زنگی با اتابک محمد گفت اینک نوبت آن آمد که ما نیز صولتی بنمائیم و... اگر عزیمت کرمان مصمم است موسم حرکت آمد اتابک محمد در حال خیمه به صحرا زد و دامن جددر میان زد و آستین تشمر باز نوردید و اتابک زنگی تاج الدین خلج را با سپاهی گران همراه کرد و در زمستان سنه ٔ سبع و ستین و خمسمائه به جیرفت رسیدند... (تاریخ افضل چ مهدی بیانی صص 82 - 83). رجوع به المضافات الی بدایع الازمان فی وقایع کرمان چ اقبال ص 44 شود.
41. [ جُدْ دی ] (اِخ ) سرخسی . هدایت در مجمع الفصحا آرد: از فضلا و حکما و شعرا و وزراء بوده رئیس سرخس و عمید خراسان و روزگاری به عزت زیسته همتی عالی داشته گاهی شعری می گفته از اشعار او نوشته شد :
بخدایی که ذوق توحیدش
در جهان خوشتر از شکر باشد
که چو من دور باشم از در تو
عیشم از زهر تلخ تر باشد
این تفاخر مرا نه بس که مرا
هر کجا پای تست سر باشد
بندگی می کنم بطاقت خویش
نه همانا که بی اثر باشد
#
زآنکه گر التجا کند به لئیم
نگشاید ز سعی او بندش
گه برحمت همی کند یادش
گه بحکمت همی دهد پندش
آخر الامر چون فرو نگری
زهر باشد نهفته در قندش
این مثل سایر است ونیست شگفت
گر نویسد بزر خردمندش
فیل چون در وحل فرو ماند
جز به پیلان برون نیارندش
#
گر زمانه وفا کند با من
عذر تقصیر خویش می خواهم
ورنه مجرم مرا مدان زیراک
من ز تقصیر خویش آگاهم
مهر و مه را کسوف و نقصان است
خود گرفتم که مهر یا ماهم
ازغم و رنج این زمانه ٔ دون
از فلک بگذرد همی آهم
با ملک شه جهان نکرد وفا
تو چنان دان که خود ملکشاهم .
در وفات یکی از عمال، این رباعی را به مطایبه گفته :
در ماتمت آن قوم که خون می بارند
مرگ تو حیات خویش می پندارند
غمناک از آنند که تا دوزخیان
جاوید چگونه با تو صحبت دارند.
(مجمع الفصحا ج 1 ص 176).

42. [ جُدْ دی ] (اِخ ) دریهم . رجوع به علی بن محمد... شود.
43. [ جُدْ دی ](اِخ ) دمشقی . رجوع به تاج الدین بن احمد دمشقی شود.
44. [ جُدْ دی ] (اِخ ) دهلوی . رجوع به محمودبن محمد... شود.
45. [ جُدْ دی ] (اِخ ) رازی . رجوع به محمدبن حسین بن علی بن محمدبن احمد نیشابوری ... شود.
46. [ جُدْ دی ] (اِخ ) زاهد.پدرش امیر یوسف الدین محمود از امیرزاده های هزاره ٔ بلخ بود و در فتنه ٔ مغول بهند رفته در آنجا امارت و ریاست یافت . این تاج الدین برادر امیرخسرو دهلوی (651-725 هَ . ق .) شاعر معروف است :... پس از پدر برادران وی تاج الدین زاهد و علاءالدین علی شاه در تربیت وی (امیرخسرو دهلوی ) کوشیده و او را تربیت علمی و عملی کردند ... (فهرست کتابخانه ٔ مسجد سپهسالار ج 2 ص 517)... نامه ای است که (امیرخسرو) به برادر خود تاج الدین زاهد نیز به وزن مثنوی انشاد... و آغاز آن این است :
این نامه که جان درو سرشتم
هر حرف به خون دل نوشتم
در خدمت مکرم گرامی
زاهد به همه هنر تمامی ...
(فهرست کتابخانه ٔ مسجد سپهسالارج 2 ص 594).

47. [ جُدْ دی ] (اِخ ) زاهد. رجوع به تاج الدین ابراهیم بن روشن ... شود.
48. [ جُدْ دی ] (اِخ ) زرنوحی . رجوع به نعمان بن ابراهیم ... شود.
49. [ جُدْ دی ] (اِخ ) زنگی . والی بلخ و پسر ملک فخرالدین مسعود سرسلسله ٔ ملوک بامیان . عطاملک جوینی در تاریخ جهانگشا درذکر محاربه ٔ سلطان محمد خوارزمشاه با غوریان آرد:
... بر این جملت میان هر دو سلطان و ثایق مبرم گشت تا بعد از دو ماه جمعی از لشکر غور در حدود طالقان جمع آمدند و تاج الدین زنگی والی بلخ که ضرام آن فتنه بود بمروالرود تاخت و بدان سبب سر در آن کار باخت و عامل مروالرود را مغافصةً در دام هلاکت انداخت و خواست که اثارت ضیم و تهییج ظلم کند و استخراج اموال، آن خبر به سلطان رسید بدرالدین جعفر را از مرو و تاج الدین علی را از ابیورد بدفع آن فتانان نامزد فرمود بعد از مصاف زنگی را با ده کس از امرا مقید به خوارزم فرستادند و جزای حرکات سر ایشان حاشی السامعین از تن جدا کردند... (تاریخ جهانگشای جوینی چ قزوینی ج 2 ص 58). خواندمیر در حبیب السیر در ذکر ملوک بامیان آرد: اول این طبقه ملک فخرالدین مسعود است که عم سلطان غیاث الدین محمدبن سام بود و او مدتی مدید به امر حکومت بامیان و حدود طخارستان قیام می نمودند و سه پسر شایسته داشت شمس الدین محمد و تاج الدین زنگی و حسام الدین علی ... (حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 609).

50. [ جُدْ دی ] (اِخ ) (قاضی ...) زوزنی . خواندمیر در حبیب السیر در ذکر ملوک بامیان (بهاءالدین سام بن شمس الدین محمد)آرد:... بهاءالدین بعد از شهادت سلطان شهاب الدین به نوزده روز متوجه عالم آخرت گردید مدت حکومتش چهارده سال امتداد داشت از اهل علم و تقوی قاضی تاج الدین زوزنی با بهاءالدین سام معاصر بود و او در بامیان بمواعظ خلایق مشغولی می نمود. بر سر منبر زبان بتوصیف بهاءالدین سام می گشود. (حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 609).

معنی ( تاج الدین ) در لغت نامه دهخدا