دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی تار ساز
مشاهده (تار ساز) در کمانک، معنی و ترجمه تار ساز در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (تار ساز) کلمه و عبارات مشابه تار ساز چیست
لغت نامه ها
1. [رِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رشته ای از سیم یا زه که بر سازها بندند و زخمه بر آن زنند. آنچه از آهن و برنج و طلا یا روده ٔ حیوانات سازند و بر آلات موسیقی بندند، مانند تار چنگ، تار قانون ... رجوع بتار شود.

معنی ( تار ساز ) در لغت نامه دهخدا

استفاده در متن
پس دشمنْ جانم را تعاقب کند، و آن را گرفتار سازد، و حیات مرا به زمین پایمال کند، و جلالم را در خاک ساکن سازد. سلاه. ,
مبادا راههای‌ او را آموخته‌ شوی‌ و جان‌ خود را در دام‌ گرفتار سازی‌. ,
تا خاندان‌ اسرائیل‌ را در افکار خودشان‌ گرفتار سازم‌ چونکه‌ جمیع‌ ایشان‌ به‌ سبب‌ بتهای‌ خویش‌ از من‌ مرتدّ شده‌اند. ,
و اگر دیده‌بان‌ شمشیر را بیند که‌ می‌آید و کَرِنّا را ننواخته‌ قوم‌ را متنبّه‌ نسازد و شمشیر آمده‌، کسی‌ را از میان‌ ایشان‌ گرفتار سازد، آن‌ شخص‌ در گناه‌ خود گرفتار شده‌ است‌، امّا خون‌ او را از دست‌ دیده‌بان‌ خواهم‌ طلبید. ,
پس فریسیان رفته، شورا نمودند که چطور او را در گفتگو گرفتار سازند. ,
آنگاه خواستند او را گرفتار سازند، امّا از خلق می‌ترسیدند، زیرا می‌دانستند که این مثل را برای ایشان آورد. پس او را واگذارده، برفتند. ,
امّا رؤسای کَهَنَه و فریسیان حکم کرده بودند که اگر کسی بداند که کجا است اطّلاع دهد تا او را گرفتار سازند. ,
و ای پدرم ملاحظه کن و دامن ردای خود را در دست من ببین، زیرا از اینکه جامهٔ تو را بریدم و تو را نکشتم، بدان و ببین که بدی و خیانت در دست من نیست، و به تو گناه نکرده ام. اما تو جان مرا شکار میکنی تا آن را گرفتار سازی. ,
یا بطور تدریجی، با هشدارهای خوف‌انگیز آنان را گرفتار سازد؟! چرا که پروردگار شما، رؤوف و رحیم است. ,
تا زمانی که متنعّمان مغرور آنها را در چنگال عذاب گرفتار سازیم؛ در این هنگام، ناله‌های دردناک و استغاثه‌آمیز سرمی‌دهند! ,