دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی تار شدن
مشاهده (تار شدن) در کمانک، معنی و ترجمه تار شدن در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (تار شدن) کلمه و عبارات مشابه تار شدن چیست
لغت نامه ها
1. [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) تار گشتن . تار گردیدن . تیره شدن . تاریک شدن :
چنین گفت کاکنون سر بخت اوی
شود تار و ویران شود تخت اوی .
فردوسی .
شمع خرد گیر چو دیدی که شد
خانه ٔ این جادوی محتال تار.
ناصرخسرو.
تار شدن چشم ؛ کم بینا شدن چشم .
تار شدن هوا ؛ تاریک شدن هوا.
تار شدن مرغ ؛ در تداول عامه، وحشی شدن مرغ . رجوع به تار شود.

معنی ( تار شدن ) در لغت نامه دهخدا

استفاده در متن
و به‌ هرجا که‌ بیرون‌ می‌رفتند، دست‌ خداوند برای‌ بدی‌ بر ایشان‌ می‌بود، چنانکه‌ خداوند گفته‌، وچنانکه‌ خداوند برای‌ ایشان‌ قسم‌ خورده‌ بود و به‌ نهایت‌ تنگی‌ گرفتار شدند. ,
و در آن زمان واقع شد که چون عیلی در جایش خوابیده بود و چشمانش آغاز تار شدن نموده، نمیتوانست دید، ,
ولی آنها در مقابل بهای بدی، خود را فروختند؛ که به ناروا، به آیاتی که خدا فرستاده بود، کافر شدند. و معترض بودند، چرا خداوند به فضل خویش، بر هر کس از بندگانش بخواهد، آیات خود را نازل می‌کند؟! از این رو به خشمی بعد از خشمی (از سوی خدا) گرفتار شدند. و برای کافران مجازاتی خوارکننده است. ,
و ای قوم من! دشمنی و مخالفت با من، سبب نشود که شما به همان سرنوشتی که قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح گرفتار شدند، گرفتار شوید! و قوم لوط از شما چندان دور نیست! ,
ما برای آنها همنشینانی (زشت‌سیرت) قرار دادیم که زشتیها را از پیش رو و پشت سر آنها در نظرشان جلوه دادند؛ و فرمان الهی در باره آنان تحقق یافت و به سرنوشت اقوام گمراهی از جنّ و انس که قبل از آنها بودند گرفتار شدند؛ آنها مسلّماً زیانکار بودند! ,
در خاک به عاقبت گرفتار شدند ,