دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی تستری
مشاهده (تستری) در کمانک، معنی و ترجمه تستری در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (تستری) کلمه و عبارات مشابه تستری چیست
لغت نامه ها
1. [ ت ُ ت َ ] (ص نسبی ) منسوب است به تستر که شهری است از کوره ٔ اهواز از بلاد خوزستان . (سمعانی ) منسوب است به تستر معرب شوشتر. و رجوع به تستر و تستری شود.
2. [ ت ُ ت َ ] (اِخ ) شجاع بن علی الملاح التستری که از ابی القاسم الحریری حدیث شنید واز وی محمدبن مشق استماع کرد. (از معجم البلدان ).
3. [ ت ُ ت َ ] (اِخ ) عبدالواحدبن نزار، برادر برکةبن نزار شبستری مکنی به ابونزار که از عمربن عبداﷲ حربی و ابی الحسن علی بن محمدبن ابی عمر بزاز حدیث کرد. و امام حافظبن نقطه از وی حدیث شنید. (معجم البلدان ).
4. [ ت ُ ت َ ] (اِخ ) احمدبن عیسی بن حسان مکنی به ابوعبداﷲ المصری، معروف به تستری . گویند وی تجارت لباسهای تستریه (شوشتری ) می کرد یا آنکه به تستر مسافرت کرده . از مفضل بن فضاله و مصری و رشیدبن سعیدالمهری حدیث کرد. و از وی مسلم بن حجاج نیشابوری و ابراهیم حربی و ابن ابی الدنیا و عبداﷲبن محمد بغدادی روایت کردند و در سامرا بسال 243 هَ . ق . درگذشت . (معجم البلدان ).
5. [ ت ُ ت َ ] (اِخ ) ابوالقاسم هبةاﷲبن احمد عمرالحریری التستری المقری (منسوب به تستریون بغداد) که از ابوطالب اعشاری و ابواسحاق برمکی و جز آنان حدیث شنید و از وی گروه کثیری روایت کنند که آخرین آنان ابوالیمین الکندی است . (از معجم البلدان ).
6. [ ت ُ ت َ ] (اِخ ) برکةبن نزاربن عبدالواحد. مکنی به ابوالحسن که از ابی القاسم حریری و جز وی حدیث کرد و بسال 600 هَ . ق . درگذشت . (از معجم البلدان ).
7. [ ت ُ ت َ ] (اِخ )محمدبن اسعد بدرالدین التستری الشافعی که در قزوین متولد شد. بمصر سفر کرد آنگاه به بغداد و سپس به همدان رفت . وی شیعی مذهب بود و بسال 732 هَ . ق . در گذشت . اوراست : تنویرالمطالع یعنی شرح مطالع ارموی، حل عقد مطالع الانوار کذا، کاشف الاسرار شرح طوالع الانوار و محاکمه بین فخرالدین رازی و خواجه نصیر طوسی در شرح اشارات ابن سینا. (از اسماءالمؤلفین ج 2 ص 148).
8. [ ت َ ت ُ ] (اِخ ) عبدالرزاق بن احمدبن محمد البقال التستری که مردی با ورع و صالح بود و در رمضان سال 468 هَ . ق . در جوانی درگذشت . (از معجم البلدان ).
9. [ ت ُ ت َ ] (اِخ ) سهل بن عبداﷲبن یونس بن عیسی بن عبداﷲبن رفیع، مکنی به ابومحمد رجوع سهل ... شود.

معنی ( تستری ) در لغت نامه دهخدا