دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی تنوین
مشاهده (تنوین) در کمانک، معنی و ترجمه تنوین در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (تنوین) کلمه و عبارات مشابه تنوین چیست
لغت نامه ها
1. [ ت َن ْ ] (ع مص ) منوّن کردن اسم .(تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
نوشتن نون . (از اقرب الموارد). الحاق نون به کلمه بصورت دو زبر -ً یا دو زیر - یا دو پیش -ٌ . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) (از فرهنگ فارسی معین ).
(اِ) نون ساکن که در آخر اسماء خوانند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). در اصل مصدر و بمعنی درآوردن «ن » در کلمه باشد و در اصطلاح نحویان نون ساکنی است که بر حرکت آخر کلمه درآید و برای تأکید فعل نباشد. مقصود از ساکن بودن آنست که بذات ساکن باشد و به همین جهت حرکت عارضی بر آن وارد می شود چنانکه در «عادن الاولی » که دراصل «عاد الاولی » بوده است و بواسطه ٔ اجتماع ساکنین حرکت پیدا کرده است . و نون ساکن در جائی تنوین است که بحرکت حرف آخر کلمه درآمده باشد، نه آنکه خود حرف آخر کلمه باشد چنانکه در «من » و «لدن » و تنوین اختصاص به آخر اسم ندارد بلکه در آخر فعل هم می آید چنانکه در تنوین «ترنم »، و اینکه در تعریف قید شده برای تأکید فعل نباشد بمنظور اخراج نون تأکید از تعریف تنوین بود زیرا نون تأکید هم ساکن است و هم به آخر کلمه درمی آید. بهر حال تنوین را پنج قسم مشهور بود: تنوین تمکن، تنوین تنکیر، تنوین مقابله، تنوین عوض، تنوین ترنم . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به ترکیبهای این کلمه شود. دو زبر، دو زیر، دو پیش که به آخر کلمات عربی در حالت نصبی و جری و رفعی افزوده شود: عالماً، امیر، شاعرٌ. ج، تنوینات . توضیح اینکه تنوین مخصوص کلمات عربی است و الحاق آن به کلمات فارسی و اروپائی غلط است، مثلاً: جاناً، رایگاناً، تلگرافاً، تلفناً نادرست است . (فرهنگ فارسی معین ). تنوین در فارسی با نون قافیه آید. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا):
آنچنان دلها که بدْشان ماء و من
نعتشان شد بل اشد قسوةً .
مولوی (از یادداشت ایضاً).
موسیا در پیش فرعون زمن
نرم باید گفت قولاً لیناً .
مولوی (از یادداشت ایضاً).
آنکه گوید رمز قالت نملةٌ
هم بداند راز از این طاق کهُن .
مولوی (از یادداشت ایضاً).
نون تنوین در فارسی گاه به الف بدل شود و در این حالت قبل از کلمه ٔ منوّن، حرف «ب » را اضافه کنند مانند بعمدا بجای عمداً:
ستور از کسی به که بر مردمی
بعمدا ستوری کند اختیار.
ناصرخسرو.
دانه ٔ نار است سرخ و رنگ آبی هست زرد
ای عجب گویی بعمدا خون آبی خورده نار.
؟

معنی ( تنوین ) در لغت نامه دهخدا

1. (تَ) [ ع . ] (مص م .) دو زَبَر یا دو زیر یا دو پیش که به آخر کلمات عربی در حالت نصبی ، جری و رفعی افزوده می شود

معنی ( تنوین ) در لغت نامه معین

استفاده در متن
از اضافت کنی چون تنوین رم ,