دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی تیرم
مشاهده (تیرم) در کمانک، معنی و ترجمه تیرم در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (تیرم) کلمه و عبارات مشابه تیرم چیست
لغت نامه ها
1. [ رَ / رُ ] (ترکی، اِ) بانوی اعظم و خاتون بزرگ را گویند. (برهان ) (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ) (از ناظم الاطباء). بانوی بزرگ حرم شاه را گویند. (انجمن آرا) (آنندراج ). ...تیر به معنی برگزیده و «میم » بر نعت زنان زاید کنند چون بیگم و خانم پس معنی تیرم ؛ زن برگزیده است . (فرهنگ رشیدی ). در ترکی به معنی بانوی بزرگ و ارجمند است . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) :
اندر این عهد از بزرگی کشور خوارزمشاه
ستر عالی مهد عالم تیرم ترکان توئی .
استاد (از فرهنگ رشیدی ).

معنی ( تیرم ) در لغت نامه دهخدا

1. (تِ رَ) [ تر. ] (اِ. ص .) بانوی بزرگ حرم پادشاه ، خاتون

معنی ( تیرم ) در لغت نامه معین

استفاده در متن
در آنجا تیرمار آشیانه‌ ساخته‌، تخم‌ خواهد نهاد و بر آن‌ نشسته‌، بچه‌های‌ خود را زیر سایه‌ خود جمع‌ خواهد کرد و در آنجا کرکسها با یکدیگر جمع‌ خواهند شد. ,
چو بر بار در تیرمه کفته نار ,
ز آن کس که به دل نشاند تیرم ,