دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی جذف
مشاهده (جذف) در کمانک، معنی و ترجمه جذف در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (جذف) کلمه و عبارات مشابه جذف چیست
لغت نامه ها
1. [ ج َ ] (ع مص ) بریدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). قطع. (از اقرب الموارد) (قطر المحیط).
تیز پریدن و شتافتن مرغ . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شتافتن مرغ . (از قطر المحیط) (اقرب الموارد). گام کوتاه زدن و تیز رفتن زن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (قطر المحیط) (آنندراج ).
راندن کشتی به بیل . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ): جذف القارب [ کشتی خرد ] بالمجذاف ؛ راندن آن را. (از قطر المحیط).
برف باریدن آسمان . (از ذیل اقرب الموارد). جذفت السماء بالثلج ؛ ساحت به لغة فی الدال . (تاج، از ذیل اقرب الموارد).

معنی ( جذف ) در لغت نامه دهخدا