دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی خشار
مشاهده (خشار) در کمانک، معنی و ترجمه خشار در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (خشار) کلمه و عبارات مشابه خشار چیست
لغت نامه ها
1. [ خ ُ] (ع ص، اِ) آنچه به کار نیاید از هر چیزی . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).
مردم فرومایه . یقال : فلان من الخشارة؛ ای دون .
جو بی مغز. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ).
قلی . (زمخشری ). قلیه ٔ صابون . ج، اخشار.

2. [ خ ُ / خ َ ] (ص ) پیراسته . پاک کرده . (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ) :
باغ دین و کشت دولت را به تیغ
کرد از خار و خس اعدا خشار.
فرخاری (از آنندراج ).

معنی ( خشار ) در لغت نامه دهخدا