دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی ریزه ریزه
مشاهده (ریزه ریزه) در کمانک، معنی و ترجمه ریزه ریزه در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (ریزه ریزه) کلمه و عبارات مشابه ریزه ریزه چیست
لغت نامه ها
1. [ زَ / ز زَ / ز ] (ص مرکب، ق مرکب ) پاره پاره . ذره ذره . پارچه پارچه . (ناظم الاطباء). هسیس . (منتهی الارب ) :
ریزه ریزه صدق هرروزه چرا
جمع می ناید در این انبار ما.
مولوی .
چو گربه درنربایم ز دست مردم چیز
ور اوفتاده بود ریزه ریزه برچینم .
سعدی .
ریزه ریزه باران ؛ قسمی گل دوزی با ابریشم بر عرقچین و غیره . (یادداشت مؤلف ).
ریزه ریزه کردن ؛ پاره پاره کردن . به قطعات کوچک بریدن یا شکستن : پاره پاره و ریزه ریزه اش می کردم چنانکه هیچ نماند. (کتاب المعارف ).
ریزه ریزه کرده ؛ پاره کرده شده . شکسته شده به پارچه های کوچک . (از ناظم الاطباء).

معنی ( ریزه ریزه ) در لغت نامه دهخدا

استفاده در متن
شد است از عشق خود او ریزه ریزه ,
گهی چون خاک گردد ریزه ریزه ,
از آن شد ریزه ریزه گشته آن است ,
این شیشه ریزه ریزه چون نیش ,