دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی سایش
مشاهده (سایش) در کمانک، معنی و ترجمه سایش در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (سایش) کلمه و عبارات مشابه سایش چیست
لغت نامه ها
1. [ ی ِ ] (اِمص )ساییدن . (برهان ). سائیدگی . عمل سائیدن :
از سایش سرمه بسود هاون
گرچه تو ندیدیش دید دانا.
ناصرخسرو.

معنی ( سایش ) در لغت نامه دهخدا

(یِ) (اِمص .) عمل ساییدن

معنی ( سایش ) در لغت نامه معین

استفاده در متن
در کثرت اندیشه‌های دل من، تسلیهای تو جانم را آسایش بخشید. ,
پس مسرور شدند زیرا که آسایش یافتند و ایشان را به بندرِ مرادِ ایشان رسانید. ,
اما فرعون‌ چون‌ دید که‌ آسایش‌ پدید آمد، دل‌ خود را سخت‌ کرد و بدیشان‌ گوش‌ نگرفت‌، چنانکه‌ خداوند گفته‌ بود. ,
همان خداوندی که زمین را برای شما محل آسایش قرار داد؛ و راه‌هایی در آن ایجاد کرد؛ و از آسمان، آبی فرستاد!» که با آن، انواع گوناگون گیاهان را (از خاک تیره) برآوردیم. ,
که او آسایش جان و روانست ,
ز لفظت یافت آسایش دل و جان ,
تا بود به عیش تن وآسایش جان بود ,
تا باد به عیش تن و اسایش جان باد ,
آسایش ما به حس بیدار شماست ,
وقت آسایش بتت را پای تو اندر کنار ,
به ز آسایش و آرامش بر تخت بزر ,
وقت آسایش نهادی دارد از کوه سیام ,
جهان پر ز خوبی و آسایشست ,
ز تاجش زمانه پرآسایشست ,
در آن روز شه را چه آسایش است ,
به فرق فلک سایشان ریختند ,