دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی ستایش کنان
مشاهده (ستایش کنان) در کمانک، معنی و ترجمه ستایش کنان در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (ستایش کنان) کلمه و عبارات مشابه ستایش کنان چیست
لغت نامه ها
1. [ س ِ ی ِ ک ُ ] (ق مرکب ) در حال ستایش :
چو از خواب گودرز بیدار شد
ستایش کنان پیش دادار شد.
فردوسی .
چو بر آستان ملک سر نهاد
ستایش کنان دست بر سر نهاد.
سعدی .
رجوع به ستایش کردن شود.

معنی ( ستایش کنان ) در لغت نامه دهخدا

استفاده در متن
ستایش کنان برگرفتند راه ,