دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی سراجه
مشاهده (سراجه) در کمانک، معنی و ترجمه سراجه در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (سراجه) کلمه و عبارات مشابه سراجه چیست
لغت نامه ها
1. [ س ِ ج َ / ج ِ ] (اِ) نام مرضی است که بر اسب و استر عارض شود. (آنندراج ) (برهان ).مرضی است مخصوص اسب که بدنام نیز گویند. (رشیدی ).
2. [ س ِ ج َ ] (اِخ ) نام موضعی است از مضافات قم که آنجا خربزه خوب میشود. (برهان ) (آنندراج ). دهی است از دیههای قم . (رشیدی ). سراجه 30 دیه است . (تاریخ قم ص 58). پنجم درب [ از هفت درب قم ] تلقجار که آن راه سراجه است . (تاریخ قم ص 27). راوی گوید که بدین موضع قطعاً و اصلاً عمارت نبوده است . و اول عمارتی که در او بنا نهادند سرایکی بود، گفتند سرایچه، بعد از آن معرب کردند و گفتند سراجه . (تاریخ قم ص 65).
3. [ س ِ ج َ ] (اِخ ) دهی از دهستان سلطان آباد بخش حومه ٔ شهرستان سبزوار و دارای 180 تن سکنه است . آب آنجا از قنات تأمین میشود. و محصول آن میوه و شغل اهالی زراعت است . از طریق سلطان آباد میتوان ماشین برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).
4. [ س َ ج َ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز دهستان قنوات بخش مرکزی شهرستان قم .دارای 2962 تن سکنه است . آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، صیفی، پنبه، انار، انجیر و شغل اهالی زراعت است . از آثار قدیمی خرابه هائی در 2000 گزی ده دیده میشود. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1).

معنی ( سراجه ) در لغت نامه دهخدا