دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی سرایش
مشاهده (سرایش) در کمانک، معنی و ترجمه سرایش در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (سرایش) کلمه و عبارات مشابه سرایش چیست
لغت نامه ها
1. [ س َ ی ِ ] (اِمص ) اسم مصدر از سراییدن .(حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). زبان قال که سخن گفتن و نغمه پردازی آدمیان و سرود مرغان باشد. (برهان ). نغمه پردازی و گویندگی . (رشیدی ) (آنندراج ) :
سراینده مرغی از این بوستان
سرایش چنین کرد با دوستان .
امیرخسرو (از جهانگیری ).
ناسرایش ؛ لال .
(اِ) نام آهنگی است . رجوع به آهنگ شود.

معنی ( سرایش ) در لغت نامه دهخدا

1. (سَ یا سُ یِ) 1 - (اِمص .) سرودن . 2 - (اِ.) نغمه ، سرود

معنی ( سرایش ) در لغت نامه معین

استفاده در متن
بیت اسرایش شب معراج بود ,
فرود آمده در سرایش به زور ,
بساطش بروز بزم سرایش بروز بار ,
سرایش ز روی خوب ولایت ز عدل و داد ,
دریای محیطست سرایش بگه بار ,
خداوندان سرایش را بدانند ,
سرایش را دری بینی گشاده ,
زربرون آرد از سرایش بی وزن ,
در سرایش همیشه شادی و سور ,
در سرایش پر خسروان و محتشمان ,
سرایش را هر ساعت و ملکش را هر روز ,
بساطش به روز بزم سرایش به روز بار ,
سرایش همه خفته بد چار سوی ,
اهل سرایش همه کوبند پای ,