دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی سیرم
مشاهده (سیرم) در کمانک، معنی و ترجمه سیرم در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (سیرم) کلمه و عبارات مشابه سیرم چیست
لغت نامه ها
1. [ رُ ] (ا) تسمه و دوالی باشد سفید که چشمه ٔ آن را کنده باشند بجهت آنکه نرم شود و از آن بند شمشیر کنند و بند کارد و خنجر و شکاربند پرندگان شکاری نیز سازند. (برهان ) (آنندراج ). دوال سفید که چشمه ٔ آن راکنده باشند تا نرم شود. (فرهنگ رشیدی ) :
سیرم پشتش از ادیم سیاه
مانده زین کوهه رامیان دو راه .
نظامی .
سیرم از پشت جدی نپسندم
نسزد زآن دوال شه بندم .
امیرخسرو (از فرهنگ رشیدی ).

معنی ( سیرم ) در لغت نامه دهخدا

(رُ) (اِ.) تسمه

معنی ( سیرم ) در لغت نامه معین

استفاده در متن
میان هر دو من اینجا اسیرم ,
هم از خود سیرم و از هر دو عالم ,
ز پیری سخت غمخوار و اسیرم ,
از این صورت چنان خوار و اسیرم ,
درون دیرم و سیرم یکی بین ,
حقیقت سیرمیزن کوی جانان ,
چنان ازدست معنی من اسیرم ,
گفت سیرم از عبودیت همی ,
کرد سیرم راست گفت اما زبرف ,
به من ده که از رنج سیرم کنی ,
چو سیرم کنی این شکار منست ,
اسیرم درین جنبش نو به نو ,
سیرم از عمر بی لقای تو من ,
اسیرم درین جنبش نوبه نو ,