دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی عابس
مشاهده (عابس) در کمانک، معنی و ترجمه عابس در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (عابس) کلمه و عبارات مشابه عابس چیست
لغت نامه ها
1. [ ب ِ ] (ع ص ) ترشروی . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
(اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

2. [ ب ِ ] (اِخ ) نام شمشیرعبدالرحمان بن سلیم کلبی . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
3. [ ب ِ ] (اِخ ) ابن سعید المرادی . قاضی و ازوالیان و پیشوایان بود. مسلمةبن مخلد به سال 49 هَ . ق . وی را شرطگی مصر سپس ولایت دریا داد و عابس در مرزها غزو کرد. دیگر بار وی را مسلمة به سال 57 بشرطگی بازگرداند و به سال 60 خلیفتی خویش در فسطاط بدو گذاشت . آنگاه قضاوت و شرطگی با هم یافت و بدان دو شغل بود تا به سال 68 هَ . ق . درگذشت . (الاعلام زرکلی ).

معنی ( عابس ) در لغت نامه دهخدا