دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی عای
مشاهده (عای) در کمانک، معنی و ترجمه عای در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (عای) کلمه و عبارات مشابه عای چیست
لغت نامه ها
1. (اِخ ) یکی از شهرهای عمونیان که در نزدیکی حشبان واقع بود. کتاب ارمیا 49:3. (قاموس کتاب مقدس ).
2. (اِخ ) (در عبری بمعنی کومه ٔ خرابی ) یکی از شهرهای کنعانیان که یوشعآن را مفتوح گردانید ابراهیم نیز چادر خود را در میانه ٔ عای و بیت ایل بر پا نمود و مسافت میانه ٔ این دو شهر بقدری بود که امکان داشت کمینگاهی به طرف غربی عای فراهم کرده که مردان و اهالی بیت ایلش نتوانند دید. عای در مشرق بیت ایل و به مسافت نه میل به شمال اورشلیم واقع و محل موضعش فعلاً به خرابه ٔ حیان معروف است و عای 38 مرتبه در کتاب مقدس وارد گشته است .

معنی ( عای ) در لغت نامه دهخدا

استفاده در دیالوگ ها و آوانگاری بین‌المللی
من روی این اثاثیه ادعایی ندارم
mæn ruye ʔin ʔæsɑsiye ʔeddeʔɑyi nædɑræm
‌هر آدمی که ادعای آدمیت می‌کنه، ضامن بدبختی و خوشبختی هم‌نوعشه
hær ʔɑdæmi ke ʔeddeʔɑye ʔɑdæmiyæt mikone zɑmene bædbæxtiyo xoʃbæxtiye hæmnoʔeʃe
اتومبیل را به دقت معاینه کردم با اینکه شسته بودنش ولی روی صندلی عقبش هنوز لکه‌هایی دیده می‌شد که احتمال داشت لکهٔ خون باشه
ʔotomobilo be deqqæt moʔɑyene kærdæm bɑ ʔinke ʃoste budæneʃ væli ruye sændæliye ʔæqæbeʃ hænuz lækehɑyi dide miʃod ke ʔehtemɑl dɑʃt lækeye xun bɑʃe
این گزارش همون دکتریه که در سیدنی معاینه‌ام کرد، در حقیقت این گزارشو دزدیدم
ʔin gozɑreʃe hæmun doktoriye ke dær sidni moʔɑyenæm kærd dær hæqiqæt ʔin gozɑreʃo dozdidæm
‌قربان من یکی از بی‌نواترین و بدشانس‌ترین رعایای شما هستم، قربان، من، من نمی‌خوام تو این سن و سال بمیرم
qorbɑn mæn yeki ʔæz binævɑtærino bædʃɑnstærin roʔɑyɑye ʃomɑ hæstæm qorbɑn mæn mæn nemixɑm tu ʔin seno sɑl bemiræm
استفاده در متن
پس‌، از آنجا به‌ کوهی‌ که‌ به‌ شرقی‌ بیت‌ئیل‌ است‌، کوچ‌ کرده‌، خیمهٔ خود را برپا نمود. و بیت‌ئیل‌ بطرف‌ غربی‌ و عای‌ بطرف‌ شرقی‌ آن‌ بود. و در آنجا مذبحی‌ برای‌ خداوند بنا نمود و نام‌ یهوه‌ را خواند. ,
پس‌، از جنوب‌، طی‌ منازل‌ کرده‌، به‌ بیت‌ئیل‌ آمد، بدانجایی‌ که‌ خیمه‌اش‌ در ابتدا بود، در میان‌ بیت‌ئیل‌ و عای‌، ,
پس‌ خدا راحیل‌ را بیاد آورد، و دعای‌ او را اجابت‌ فرموده‌، خدا رحم‌ او را گشود. ,
و (به یاد آورید) هنگامی را که ابراهیم عرض کرد: «پروردگارا! این سرزمین را شهر امنی قرار ده! و اهل آن را -آنها که به خدا و روز بازپسین، ایمان آورده‌اند- از ثمرات (گوناگون)، روزی ده!» (گفت:) «ما دعای تو را اجابت کردیم؛ و مؤمنان را از انواع برکات، بهره‌مند ساختیم؛ (اما به آنها که کافر شدند، بهره کمی خواهیم داد؛ سپس آنها را به عذاب آتش می‌کشانیم؛ و چه بد سرانجامی دارند» ,
و هنگامی که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم! دعای دعا کننده را، به هنگامی که مرا می‌خواند، پاسخ می‌گویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)! ,
بغیر آنکه گوییمت دعایی ,
معاینه خدا دیدست در خود ,
مشروطیت از ما نکند دفع معایب ,
جز سفسطه نیست عاید ما ,
با رعایا کند به مهر سلوک ,
گفتابلی معاینه سودست بی زیان ,
ز خلق جهان روز شب در دعایی ,
علاج دردها را چون دعای مستجابستی ,
هر چه از عیب خود معاینه دید ,
در دعایش ناله و زاری کنم ,
ظلمت ظلم از رعایا دور بود ,