دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی عبران
مشاهده (عبران) در کمانک، معنی و ترجمه عبران در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (عبران) کلمه و عبارات مشابه عبران چیست
لغت نامه ها
1. [ ع َ ] (ع ص ) مرد بااشک . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ).
اندوهگین . (اقرب الموارد).

2. [ ع َ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ).

معنی ( عبران ) در لغت نامه دهخدا

استفاده در متن
مردان‌ خانه‌ را صدا زد، و بدیشان‌ بیان‌ کرده‌، گفت‌: «بنگرید، مرد عبرانی‌ را نزد ما آورد تا ما را مسخره‌ کند، و نزد من‌ آمد تا با من‌ بخوابد، و به‌ آواز بلند فریاد کردم‌، ,
و به‌ وی‌ بدین‌ مضمون‌ ذکرکرده‌، گفت‌: «آن‌ غلام‌ عبرانی‌ که‌ برای‌ ما آورده‌ای‌، نزد من‌ آمد تا مرا مسخره‌ کند، ,
زیرا که‌ فی‌الواقع‌ از زمین‌ عبرانیان‌ دزدیده‌ شده‌ام‌، و اینجا نیز کاری‌ نکرده‌ام‌ که‌ مرا در سیاه‌چال‌ افکنند. » ,
و جوانی‌ عبرانی‌ در آنجا با ما بود، غلام‌ سردار افواج‌ خاصه‌. و خوابهای‌ خود را نزد او بیان‌ کردیم‌ و او خوابهای‌ ما را برای‌ ما تعبیر کرد، هر یک‌ را موافق‌ خوابش‌ تعبیر کرد. ,
و برای‌ وی‌ جدا گذاردند، و برای‌ ایشان‌ جدا، و برای‌ مصریانی‌ که‌ با وی‌ خوردند جدا، زیرا که‌ مصریان‌ با عبرانیان‌ نمی‌توانند غذا بخورند زیرا که‌ این‌، نزد مصریان‌ مکروه‌ است‌. ,
و پادشاه‌ مصر به‌ قابله‌های‌ عبرانی‌ که‌ یکی‌ را شِفرَه‌ و دیگری‌ را فُوعَه‌ نام‌ بود، امر کرده‌، ,
گفت‌: «چون‌ قابله‌گری‌ برای‌ زنان‌ عبرانی‌ بکنید، و بر سنگها نگاه‌ کنید. اگر پسر باشد او را بکُشید، و اگر دختر بود زنده‌ بماند.» ,
قابله‌ها به‌ فرعون‌ گفتند: «از این‌ سبب‌ که‌ زنان‌ عبرانی‌ چون‌ زنان‌ مصری‌ نیستند، بلکه‌ زورآورند، و قبل‌ از رسیدن‌ قابله‌ می‌زایند.» ,
پس‌ موسی‌ و هارون‌ نزد فرعون‌ آمده‌، به‌ وی‌ گفتند: «یهوه‌ خدای‌ عبرانیان‌ چنین‌ می‌گوید: تا به‌ کی‌ از تواضع‌ کردن‌ به‌ حضور من‌ ابا خواهی‌ نمود؟ قوم‌ مرا رها کن‌ تا مرا عبادت‌ کنند. ,
و چون‌ آن‌ را بگشاد، طفل‌ را دید و اینک‌ پسری‌ گریان‌ بود. پس‌ دلش‌ بر وی‌ بسوخت‌ و گفت‌: «این‌ از اطفال‌ عبرانیان‌ است‌.» ,
و یکی‌ که‌ نجات‌ یافته‌ بود آمده‌، ابرام‌ عبرانی‌ را خبر داد. و او در بلوطستان‌ مَمری‌ آموری‌ که‌ برادر اشکول‌ و عانر بود، ساکن‌ بود. و ایشان‌ با ابرام‌ هم‌عهد بودند. ,
اثری از لسان عبرانی ,
به عبرانی غلامی گشته دمساز ,
بساط عرض عبرانی غلامی است ,
دلش مفتون عبرانی غلامی ,
به طعن عشق عبرانی غلامم ,