دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی علی نیلی
مشاهده (علی نیلی) در کمانک، معنی و ترجمه علی نیلی در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (علی نیلی) کلمه و عبارات مشابه علی نیلی چیست
لغت نامه ها
1. [ ع َ ی ِ نی ] (اِخ ) ابن یوسف بن عبدالجلیل نیلی . ملقب به ظهیرالدین . فقیه و متکلم قرن هشتم هَ . ق . و از شاگردان فخرالدین فرزند علامه ٔ حلی بود. او راست : منتهی السؤول فی شرح الفصول خواجه طوسی . (از معجم المؤلفین ).
2. [ ع َ ی ِ نی ] (اِخ ) ابن محمدبن عبدالحمید نیلی . مکنی به ابوالقاسم و ملقب به نظام الدین . وی از تلامذه ٔ فخرالمحققین و سیدابوطالب اعرجی بوده است . و از جمله شاگردان او ابوالعباس احمدبن فهد حلی میباشد. او راست : جامع اشتات الرواة و الروایات عن الائمه ٔ الهداة. (از مصنفی علم الرجال آقا بزرگ طهرانی ص 284).
3. [ ع َ ی ِ نی ] (اِخ ) ابن عبدالکریم بن علی بن محمدبن علی بن عبدالحمیدحسینی علوی نیلی نجفی . مشهور به نسابة و مکنی به ابوالحسن . فقیه و اصولی و محدث شیعه ٔ امامیه بود. اصل او از قریه ٔ نیلة است ولی موطنش در نجف بود و نزد ابن فهد حلبی تحصیل کرد. وی در حدود سال 800 هَ . ق . در قید حیات بود. او راست : 1- الانصاف فی الرد علی صاحب الکشاف . 2- الانوار البهیة (یا الانوار المضیئة) فی الحکمة الشرعیة. 3- ایضاح المصباح لاهل الصلاح . 4- سرور أهل الایمان فی علامات ظهور صاحب الزمان . 5- السلطان المفرج عن اهل الایمان . نام و نسب او در «مصنفی علم الرجال » چنین آمده است : علی بن عبدالکریم بن عبدالحمیدبن عبداﷲبن احمدبن حسن بن علی بن محمدبن علی بن جلال الدین نسابة، ملقب به بهاءالدین . (از معجم المؤلفین ).

معنی ( علی نیلی ) در لغت نامه دهخدا