دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی عنابس
مشاهده (عنابس) در کمانک، معنی و ترجمه عنابس در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (عنابس) کلمه و عبارات مشابه عنابس چیست
لغت نامه ها
1. [ ع ُ ب ِ ] (ع اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اسد. (اقرب الموارد).
2. [ ع َ ب ِ ] (اِخ ) نام شش تن در قریش از اولاد امیةبن عبدشمس، آن شش کس حرب و ابوحرب و سفیان و ابوسفیان و عمرو و ابوعمرو باشند که لقب عنابس، یعنی شیر یافته اند. و جز این شش تن را اعیاص خوانند. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد).
3. [ ع َ ب ِ ] (ع اِ) ج ِ عنبسة. (ناظم الاطباء). رجوع به عَنبسة شود.

معنی ( عنابس ) در لغت نامه دهخدا