دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی مرتعی
مشاهده (مرتعی) در کمانک، معنی و ترجمه مرتعی در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (مرتعی) کلمه و عبارات مشابه مرتعی چیست
لغت نامه ها
1. [ م ُ ت َ ] (ع ص ) چرنده . (آنندراج ). چراکننده . (ناظم الاطباء). نعت فاعلی از ارتعاء. رجوع به ارتعاء شود.

معنی ( مرتعی ) در لغت نامه دهخدا

استفاده در متن
پس‌ مرتعی‌ برومند نیکو یافتند و آن‌ زمینْ وسیع‌ و آرام‌ و ایمن‌ بود، زیرا که‌ آلِ حامْ در زمان‌ قدیم‌ در آنجا ساکن‌ بودند. ,
و به‌ فرعون‌ گفتند: «آمده‌ایم‌ تا در این‌ زمین‌ ساکن‌ شویم‌، زیرا که‌ برای‌ گلهٔ غلامانت‌ مرتعی‌ نیست‌، چونکه‌ قحط‌ در زمین‌ کنعان‌ سخت‌ است‌. و الا´ن‌ تمنا داریم‌ که‌ بندگانت‌ در زمین‌ جوشن‌ سکونت‌ کنند.» ,
« اگر کسی‌ مرتعی‌ یا تاکستانی‌ را بچراند، یعنی‌ مواشی‌ خود را براند تا مرتع‌ دیگری‌ را بچراند، از نیکوترین‌ مرتع‌ و از بهترین‌ تاکستان‌ خود عوض‌ بدهد. ,
و تمامی‌ زیبایی‌ دختر صهیون‌ از او زایل‌ شده‌، سرورانش‌ مثل‌ غزالهایی‌ که‌ مرتعی‌ پیدا نمی‌کنند گردیده‌، از حضور تعاقب‌ کننده‌ بی‌قوّت‌ می‌روند. ,
بهایم‌ چه‌ قدر ناله‌ می‌کنند و رمه‌های‌ گاوان‌ شوریده‌ احوالند، چونکه‌ مرتعی‌ ندارند و گله‌های‌ گوسفند نیز تلف‌ شده‌اند. ,