دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی مقابلة
مشاهده (مقابلة) در کمانک، معنی و ترجمه مقابلة در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (مقابلة) کلمه و عبارات مشابه مقابلة چیست
لغت نامه ها
1. [ م ُ ب َ ل َ ] (ع مص ) روی فراروی کردن . (تاج المصادر بیهقی ).
روباروی شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). روباروی شدن و مواجه گردیدن . (از ناظم الاطباء).
با یکدیگربرابری کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ).
با یکدیگر برابر شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ).
دو تا کتاب را با هم راست کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). قابل الکتاب بالکتاب ؛ کتاب را با کتاب دیگر خواند تا ببیند که با یکدیگر مطابقه می کنند یا نه . معارضة. (از اقرب الموارد). معارضه ٔ دو کتاب با هم . واخوان کردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مقابله شود.
نعلین را دوال کردن که در میان انگشتان باشد. (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). دوال ساختن نعل را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). دوال ساختن برای نعل و قبال بربستن بر نعل . (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
دوتا کردن گیسوی کفش را تا گره آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). دوتا کردن گیسوی بند کفش تا گره آن . (از اقرب الموارد).
(ص ) شاة مقابلة؛ گوسپند پاره گوش بریده از پیش آونگان گذاشته، ضد مدابرة که آونگان گذاشته باشد. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء).

معنی ( مقابلة ) در لغت نامه دهخدا