دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی میرم
مشاهده (میرم) در کمانک، معنی و ترجمه میرم در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (میرم) کلمه و عبارات مشابه میرم چیست
لغت نامه ها
1. [ م َ رَ ] (اِخ ) محمودبن محمدبن چلبی قاضی زاده متوفا به سال 931 هَ . ق . رجوع به محمودبن محمد چلبی شود.

معنی ( میرم ) در لغت نامه دهخدا

استفاده در دیالوگ ها و آوانگاری بین‌المللی
همین که گفتم، بله می‌میرم
hæmin ke goftæm bæle mimiræm
همکار محترم داستان نمایشو جابجا گفته. زنه تو نمایش تو تصادف می‌میره، خبرنگاره فکر کرده من می‌میرم. اه، ببین صبح آدمو به چه چالشی می‌کشن
hæmkɑre mohtæræm dɑstɑne næmɑyeʃo dʒɑbedʒɑ gofte zæne tu næmɑyeʃ tu tæsɑdof mimire xæbærnegɑre fek kærde mæn mimiræm ʔæh bebin sobee ʔɑdæmo be tʃe tʃɑleʃi mikeʃæn
من یه روز مثل نور یه شمع خاموش می‌شم، من نمی‌خوام در میسالونگی بمیرم، من می‌خوام در کنار مردی که دوستش دارم بمیرم
mæn ye ruz mese nure ye ʃæmʔ xɑmuʃ miʃæm mæn nemixɑm dær misɑlungi bemiræm mæn mixɑm dær kenɑre mærdi ke duseʃ dɑræm bemiræm
‌قربان من یکی از بی‌نواترین و بدشانس‌ترین رعایای شما هستم، قربان، من، من نمی‌خوام تو این سن و سال بمیرم
qorbɑn mæn yeki ʔæz binævɑtærino bædʃɑnstærin roʔɑyɑye ʃomɑ hæstæm qorbɑn mæn mæn nemixɑm tu ʔin seno sɑl bemiræm
استفاده در متن
همانا بنده‌ات‌ در نظرت‌ التفات‌ یافته‌ است‌ و احسانی‌ عظیم‌ به‌ من‌ کردی‌ که‌ جانم‌ را رستگار ساختی‌، و من‌ قدرت‌ آن‌ ندارم‌ که‌ به‌ کوه‌ فرار کنم‌، مبادا این‌ بلا مرا فرو گیرد و بمیرم‌. ,
پس‌ ابی‌ملک‌، اسحاق‌ را خوانده‌، گفت‌: «همانا این‌ زوجهٔ توست‌! پس‌ چرا گفتی‌ که‌ خواهر من‌ است‌؟» اسحاق‌ بدو گفت‌: «زیرا گفتم‌ که‌ مبادا برای‌ وی‌ بمیرم‌.» ,
و اما راحیل‌، چون‌ دید که‌ برای‌یعقوب‌، اولادی‌ نزایید، راحیل‌ بر خواهر خود حسد برد. و به‌ یعقوب‌ گفت‌: «پسران‌ به‌ من‌ بده‌ والاّ می‌میرم‌.» ,
و سلام (خدا) بر من، در آن روز که متولّد شدم، و در آن روز که می‌میرم، و آن روز که زنده برانگیخته خواهم شد!» ,
امیرم آنکه مداحش خلیل است ,
بکعبه زاد از مادر امیرم ,
هست بی شک خمیرمایه گل ,
بهار اگر شو صدبار بمیرم از غم دوست ,
من بنده میرم نبود بنده او خوار ,
ز بهر تهنیت میرم آفرید مگر ,
بنده تو نشوم تا تو ز میرم نخری ,
ازان پس نمیرم که من زنده ام ,
از آن پس نمیرم که من زنده ام ,
ضمیرم را سپاس اندیشه گردان ,
صد بار گر از غمت بمیرم ,
ور من میرم تو را بقا باد ,