دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی نبلی
مشاهده (نبلی) در کمانک، معنی و ترجمه نبلی در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (نبلی) کلمه و عبارات مشابه نبلی چیست
لغت نامه ها
1. [ ن َ لی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب است به نبل که تیر است . (الانساب سمعانی ).

معنی ( نبلی ) در لغت نامه دهخدا

استفاده در دیالوگ ها و آوانگاری بین‌المللی
این آقا تو کل فامیل به تنبلی معروفه بعد من ساده فکر می‌کنم راست می‌گه
ʔin ʔɑqɑ tu kole fɑmil be tæmbæli mærufe bæʔd mæne sɑde fekr mikonæm rɑst mige
استفاده در متن
شنبلید از جور او رخسار زرد ,
هر که او از تنبلی باشد بلید ,
تنبلی کردی نرفتی آن زمان ,
جمهوری ما دفع کند تنبلی ما ,
بلکه در تنبلی وکم دلی و پربیمی است ,
تیغها چون ارغوان و رویها چون شنبلید ,
چنانکه تا نبود شنبلید چون شمشاد ,
بیشه های کرزوان از لاله زار و شنبلید ,
از کوه تا به کوه بنفشه ست و شنبلید ,
تا شنبلید و لاله نیابی ز شاخ بید ,
بر توان چیدن ز روی شنبلید زرد زر ,
نهادند پیشش گل و شنبلید ,
رخ او شد از بیم چون شنبلید ,
فرانک دوم و سیوم شنبلید ,
می سرخ و جام و گل و شنبلید ,
پدید آمد آن توده شنبلید ,