دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی نبوت
مشاهده (نبوت) در کمانک، معنی و ترجمه نبوت در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (نبوت) کلمه و عبارات مشابه نبوت چیست
لغت نامه ها
1. [ ن ُ ب ُوْ وَ ] (ع اِمص ) پیغامبری .(از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از السامی ). رسالت .(ناظم الاطباء). پیغمبری . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (غیاث اللغات ). خبر دادن از جانب خدا به وحی و الهام که لفظ فارسیش پیغمبری است . (فرهنگ نظام ) :
تا وزارت را بدو شاه زمانه بازخواند
زو وزارت با نبوت هرزمان همسر شود.
فرخی .
با نبوت چه کار بود او را
چون برفت از پی رسن کرباس ؟
ناصرخسرو.
به یاری خواست بر حمل نبوت
علی را سید سادات دو جْهان .
ناصرخسرو.
و اشارت حضرت نبوت بدین معنی وارد است . (کلیله و دمنه ). و آخر ایشان در نبوت و اول در رتبت ... ابوالقاسم محمدبن عبداﷲ... بن عبدمناف العربی را برای عز نبوت و خاتمت رسالت برگزید. (کلیله و دمنه ).
حق به شبان تاج نبوت دهد
ورنه نبوت چه شناسد شبان ؟
خاقانی .
چون نوبت نبوت او در عرب زدند
از جودی و احد صلوات آمدش صدا.
خاقانی .
آسمان نبوت ار مه را
چون گریبان صبحدم بشکافت .
خاقانی .
این سید شعله ای بود از نور نبوت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 247).
پسر نوح با بدان بنشست
خاندان نبوتش گم شد.
سعدی .
سنان لسان و تیغ بیان و الشعراء یتبعهم الغاوون از هیبت جلال نبوت ... (مقدمه ٔ حافظ).
خبر دادن . (غیاث اللغات ). اخبار از غیب . پیشگوئی . (یادداشت مؤلف ).

2. [ ن َب ْ وَ ] (ع مص ) نبوة. نفرت کردن . تجنب . دوری و اعراض کردن : اگر نبوتی و نفرتی بینم جهد کنم تا آن را دریابم . (کلیله و دمنه ). رجوع به نَبْوة و نَبْو شود.
بازماندن شمشیر از کار. نبوة. رجوع به نَبْوة شود.

3. [ ن َب ْ بو ] (ع اِ) شاخه ٔ رُسته از درخت . (از معجم متن اللغة) (اقرب الموارد).
عصای مستوی، و این لغتی است مصری . (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد از تاج ). ج، نبابیت .

4. [ ن ُ ] (ع مص ) برآمدن پستان دختر. (از ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از منتهی الارب ).

معنی ( نبوت ) در لغت نامه دهخدا

1. (نَ وَ) [ ع . نبوة ] 1 - (مص ل .) نفرت کردن ، دوری کردن . 2 - (اِمص .) نفرت ، اعراض
2. (نَ بُ وَّ) [ ع .نبوة ] (اِمص .) پیامبری ، رسالت

معنی ( نبوت ) در لغت نامه معین

استفاده در متن
و خداوند در ابر نازل‌ شده‌، با وی‌ تکلم‌ نمود، و از روحی‌ که‌ بر وی‌ بود، گرفته‌، بر آن‌ هفتاد نفر مشایخ‌ نهاد و چون‌ روح‌ بر ایشان‌ قرار گرفت‌، نبوت‌ کردند، لیکن‌ مزید نکردند. ,
اما دو نفر در لشکرگاه‌ باقی‌ ماندند که‌ نام‌ یکی‌ اَلْداد بود و نام‌ دیگری‌ میداد، و روح‌ بر ایشان‌ نازل‌ شد و نامهای‌ ایشان‌ در ثبت‌ بود، لیکن‌ نزد خیمه‌ نیامده‌، در لشکرگاه‌ نبوت‌ کردند. ,
آنگاه‌ جوانی‌ دوید و به‌ موسی‌ خبر داده‌، گفت‌: « الداد و میداد در لشکرگاه‌ نبوت‌ می‌کنند.» ,
بعد از آن به جِبْعهٔ خدا که در آنجا قراول فلسطینیان است خواهی آمد؛ و چون در آنجا نزدیک شهر برسی، گروهی از انبیا که از مکان بلند به زیر می آیند و در پیش ایشان چنگ و دف و نای و بربط بوده، نبوت میکنند، به تو خواهند برخورد. ,
و (در اواخر عمر،) اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و نبوت و کتاب آسمانی را در دودمانش قرار دادیم و پاداش او را در دنیا دادیم و او در آخرت از صالحان است! ,
بلای قرب او دیده نبوت ,
اگرچه در نبوت عین ذل بود ,
بعزت نوش کرد او در نبوت ,
نبوت یافت هم فرجام اینجا ,
درنبوت نگرفتند ره نوح نبی ,
زو وزارت با نبوت هر زمان همبرشود ,
نبد نبوت را بر نهاده قفل بدر ,
گر مردمی نبوت گردد جهان به تو ,
زو وزارت با نبوت هر زمان همبر شود ,
اگر هستم نبوت را سزاوار ,
به آن معمار ارکان نبوت ,