دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی وقاع
مشاهده (وقاع) در کمانک، معنی و ترجمه وقاع در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (وقاع) کلمه و عبارات مشابه وقاع چیست
لغت نامه ها
1. [ وِ ] (ع مص ) مواقعه . درافتادن . (دهار).
جماع کردن . آرمیدن با زن . نزدیکی کردن . مخالطت نمودن با زن . مقاربت کردن . مجامعت نمودن با زن . (منتهی الارب ).
(اِمص ) مجامعت . جماع . مقاربت . آمیزش . آمیغ. آمیغه . (یادداشت مرحوم دهخدا).
(اِ) ج ِ وقیعه . (منتهی الارب ). رجوع به وقیعة شود.

2. [ وَق ْ قا ] (ع ص ) وقاعة. غیبت کننده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد): رجل وقاع ؛ مرد غیبت کننده مردم را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).
3. [ وَ ] (ع اِ) داغ که بر دو کرانه ٔ ران ستور باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی ( وقاع ) در لغت نامه دهخدا

(و ) [ ع . ] (اِمص .) مجامعت ، آمیزش

معنی ( وقاع ) در لغت نامه معین