دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی پیمای
مشاهده (پیمای) در کمانک، معنی و ترجمه پیمای در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (پیمای) کلمه و عبارات مشابه پیمای چیست
لغت نامه ها
1. [ پ َ/ پ ِ ] (نف مرخم ) پیما. پیماینده . طی کننده . چون : آسمان پیمای . بحرپیمای . (آنندراج ). بادیه پیمای . دشت پیمای، راه پیمای، رودپیمای . (آنندراج ). زمین پیمای . ملک پیمای . محیطپیمای :
چون دایره گر محیطپیمای شوی
چون نقطه اگر ساکن یکجای شوی .
ناصرخسرو.
سنجنده . پیماینده . اندازه گیرنده، چون : بادپیمای، اشک پیمای :
غم رفتگان در دلم جای کرد
دو چشم مرا اشک پیمای کرد.
نظامی .
حرف پیمای . ذوق پیمای . عطرپیمای . (آنندراج ). نیک و بد پیمای :
به روز حشر که فعل بدان و نیکان را
جزا دهند به مکیال نیک و بد پیمای .
سعدی .
خورنده . آشامنده، چون : باده پیمای . جام پیمای .
(فعل امر) بپیما. پیما. و رجوع به پیما در همه ٔ معانی شود.

معنی ( پیمای ) در لغت نامه دهخدا

استفاده در متن
« در عدل‌ هیچ‌ بی‌انصافی‌ مکنید، یعنی‌ در پیمایش‌ یا در وزن‌ یا در پیمانه‌. ,
و از بیرون‌ شهر به‌ طرف‌ مشرق‌ دو هزار ذراع‌، و به‌ طرف‌ جنوب‌ دو هزار ذراع‌، و به‌ طرف‌ مغرب‌ دو هزار ذراع‌، و به‌ طرف‌ شمال‌ دو هزار ذراع‌ بپیمایید. و شهر در وسط‌ باشد و این‌ نواحی‌ شهرها برای‌ ایشان‌ خواهد بود. ,
آنگاه‌ مشایخ‌ و داوران‌ تو بیرون‌ آمده‌، مسافت‌ شهرهایی‌ را که‌ در اطراف‌ مقتول‌ است‌، بپیمایند. ,
و هیچ مال کوچک یا بزرگی را (در این راه) انفاق نمی‌کنند، و هیچ سرزمینی را (بسوی میدان جهاد و یا در بازگشت) نمی‌پیمایند، مگر اینکه برای آنها نوشته می‌شود؛ تا خداوند آن را بعنوان بهترین اعمالشان، پاداش دهد. ,
باد پیمایم همه با ماهتاب ,
زین مصیبت باد پیمایم مدام ,
باده پیمایان نخستین جام را ,
چون خاطر فردوس پیمای تو ,
آسمان با صد هزاران چشم شب پیمای او ,
اگر گیتی بپیمایی سراسر ,
منجمان به سطرلاب آسمان پیمای ,
تو زان مرز یک رش مپیمای پای ,
بپیماید آغاز و انجام خویش ,
قطع این ره به راه پیمایی ,
در طلب مرحله پیمای شدند ,
برو بر مالک این قیمت بپیمای ,