دانشنامه کمانک
دنیای واژه ها
دانشنامه کمانک تحلیل و مشاهده محتوای پارسی
معنی کوتهی
مشاهده (کوتهی) در کمانک، معنی و ترجمه کوتهی در دیکشنری ها، تجزیه و تحلیل واژه، عکس (کوتهی) کلمه و عبارات مشابه کوتهی چیست
لغت نامه ها
1. [ ت َ ] (حامص ) کوتاهی . (فرهنگ فارسی معین ) (ناظم الاطباء). قِصَر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد
که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد.
حافظ.
شب در بهار روی گذارد به کوتهی
آن زلف چون شب آمد و آن روی چون بهار.
؟ (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
و رجوع به کوته و کوتهی شود.
ایجاز در سخن . ایجاز. اختصار :
ای سنائی سخن دراز مکن
کوتهی به ز قصه ٔ ناخوش .
سنائی .
و رجوع به کوته و کوتاهی شود.
پستی قامت . کوتاهی قد :
تو بدین کوتهی و مختصری
این همه کبر و ناز بوالعجبی است .
جمال الدین عبدالرزاق .
و رجوع به کوته و کوتاه شود.

معنی ( کوتهی ) در لغت نامه دهخدا

استفاده در متن
دست خصمان درونی یافت زانان کوتهی ,